روزنامه نگار اينترنت

مطالب کوتاه و خواندنی برای آن ها که وقت زیادی ندارند

درک درست صورت مساله !
ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢۱  

مایکل، راننده اتوبوس شهری، مثل همیشه اول صبح اتوبوسش را روشن کرد و در مسیر همیشگی شروع به کار کرد. در چند ایستگاه اول همه چیز مثل معمول بود و تعدادی مسافر پیاده می شدند و چند نفر هم سوار می شدند. در ایستگاه بعدی، یک مرد با هیکل بزرگ، قیافه ای خشن و رفتاری عجیب سوار شد..
او در حالی که به مایکل زل زده بود گفت: «تام هیکل پولی نمی ده!» و رفت و نشست.
مایکل که تقریباً ریز جثه بود و اساساً آدم ملایمی بود چیزی نگفت اما راضی هم نبود. روز بعد هم دوباره همین اتفاق افتاد و مرد هیکلی سوار شد و با گفتن همان جمله، رفت و روی صندلی نشست و روز بعد و روز بعد...
این اتفاق که به کابوسی برای مایکل تبدیل شده بود خیلی او را آزار می داد. بعد از مدتی مایکل دیگر نمی تواست این موضوع را تحمل کند و باید با او برخورد می کرد. اما چطوری از پس آن هیکل بر می آمد؟ بنابراین در چند کلاس بدنسازی، کاراته و جودو و .... ثبت نام کرد. در پایان تابستان، مایکل به اندازه کافی آماده شده بود و اعتماد به نفس لازم را هم پیدا کرده بود.
بنابراین روز بعدی که مرد هیکلی سوار اتوبوس شد و گفت: «تام هیکل پولی نمی ده!» مایکل ایستاد، به او زل زد و فریاد زد: «برای چی؟»
مرد هیکلی با چهره ای متعجب و ترسان گفت: «تام هیکل کارت استفاده رایگان داره.»

“پیش از اتخاذ هر اقدام و تلاشی برای حل مسائل، ابتدا مطمئن شوید که آیا اصلاً مسئله ای وجود دارد یا خیر."


کلمات کلیدی: مدیریت و اقتصاد ،طنز
 
مشتری خود را بشناسید
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢۱  

یکی از نمایندگان فروش شرکت کوکاکولا، مایوس و نا امید از خاورمیانه بازگشت.
دوستی از وی پرسید: «چرا در کشورهای عربی موفق نشدی؟»
وی جواب داد: «هنگامی که من به آنجا رسیدم مطمئن بودم که می توانم موفق شوم و فروش خوبی داشته باشم. اما مشکلی که داشتم این بود که من عربی نمی دانستم. لذا تصمیم گرفتم که پیام خود را از طریق پوستر به آنها انتقال دهم. بنابراین سه پوستر زیر را طراحی کردم:
پوستر اول مردی را نشان می داد که خسته و کوفته در بیابان بیهوش افتاده بود.
پوستر دوم مردی که در حال نوشیدن کوکا کولا بود را نشان می داد.
پوستر سوم مردی بسیار سرحال و شاداب را نشان می داد.
پوستر ها را در همه جا چسباندم.»
دوستش از وی پرسید: «آیا این روش به کار آمد؟»
وی جواب داد: «متاسفانه من نمی دانستم عربها از راست به چپ می خوانند و لذا آنها ابتدا تصویر سوم، سپس دوم و بعد اول را دیدند.»

    قبل از هر کار جدیدی باید مطالعات اولیه به صورت کامل با در نظر گرفتن همه جوانب انجام شود.


کلمات کلیدی: مدیریت و اقتصاد
 
استراتژی همکاری با رقبا
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢۱  

یکی از کشاورزان منطقه ای، همیشه در مسابقه‌ها، جایزه بهترین غله را به ‌دست می‌آورد و به ‌عنوان کشاورز نمونه شناخته شده بود. رقبا و همکارانش، علاقه‌مند شدند راز موفقیتش را بدانند. به همین دلیل، او را زیر نظر گرفتند و مراقب کارهایش بودند. پس از مدتی جستجو، سرانجام با نکته‌ عجیب و جالبی روبرو شدند. این کشاورز پس از هر نوبت کِشت، بهترین بذرهایش را به همسایگانش می‌داد و آنان را از این نظر تأمین می‌کرد. بنابراین، همسایگان او می‌بایست برنده‌ مسابقه‌ها می‌شدند نه خود او!

کنجکاویشان بیش‌تر شد و کوشش علاقه‌مندان به کشف این موضوع که با تعجب و تحیر نیز آمیخته شده بود، به جایی نرسید. سرانجام، تصمیم گرفتند ماجرا را از خود او بپرسند و پرده از این راز عجیب بردارند.

کشاورز هوشیار و دانا، در پاسخ به پرسش همکارانش گفت: «چون جریان باد، ذرات بارورکننده غلات را از یک مزرعه به مزرعه‌ دیگر می‌برد، من بهترین بذرهایم را به همسایگان می‌دادم تا باد، ذرات بارورکننده نامرغوب را از مزرعه‌های آنان به زمین من نیاورد و کیفیت محصول‌های مرا خراب نکند!»

همین تشخیص درست و صحیح کشاورز، توفیق کامیابی در مسابقه‌های بهترین غله را برایش به ارمغان می‌آورد.
 
“گاهی اوقات لازم است با کمک به رقبا و ارتقاء کیفیت و سطح آنها، کاری کنیم که از تأثیرات منفی آنها در امان باشیم”


کلمات کلیدی: مدیریت و اقتصاد
 
دیروزشان آن ، امروزشان این
ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱/۸  

بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در خبری عنوان کرد که خسارت ناشی از عدم نگهداری صحیح از اسکناس ها سالیانه ۳۶ میلیارد تومان هزینه در بر دارد ...

یکی از قدیمی ها می گفت بانک ها سابقا (خیلی قبل ! حدود ۴۰ سال پیش !) به مشتریان خود کیف های پولی هدیه می دانند تا اسکناس های خود را (که احتمالا آن موقع آنقدرها هم مثل الان زیاد نبوند و هزینه فرسایش آن ها کمتر بوده!) در آن قرار دهند تا اسکناس ها سالم بمانند .

 


کلمات کلیدی: مدیریت و اقتصاد
 
احساس توانگری
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/۱٧  

اگر می خواهی احساس ثروتمند بودن و توانگری کنی ، چیزهایی را به خاطر بیاور که پول قادر به خرید آن ها نیست .

 


 
10 روش غلط مدیریت
ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢٢  

* وقتی کارکنان، خوب کار می‌کنند، مدیران اصلاً توجه نمی‌کنند، ولی در صورت خطا، آنها را سرزنش و بعضاً تنبیه می‌کنند.
 * مدیران ناکارآمد، واقعیت‌ها را برای کارکنان بازگو نمی‌کنند. آنها در حالی که اخبار خوشایند را بزک کرده و به شکل بزرگنمایی شده به کارکنان خود نشان می‌دهند، سعی می‌کنند اخبار ناگوار را کوچک یا پنهان کنند.
 
 * ارزیابی عملکرد افراد را عموماً براساس عملکرد انفرادی آنان محاسبه می‌کنند، ولی برای سینرژی و فرهنگ توان افزایی و هم افزایی ارزشی قائل نیستند.
 
 * با افراد باکارکرد ناچیز و کارکرد برجسته، یکسان برخورد می‌کنند. این برخورد باعث می‌شود کارکنانی با موقعیت اول همیشه در حال تمسخر و پوزخند و کارکنانی با موقعیت دوم، همیشه بی‌انگیزه باشند.
 
 * با اجرای سیاست تفرقه‌بینداز و حکومت کن، بر تیرگی روابط افراد سازمان دامن می‌ز‌نند.
 
 * کارهای کوچک را به آدم‌های بزرگ و شایسته و کارهای بزرگ را به آدم‌های نالایق می‌سپارند.
 
 * با دیکته کردن قدم به قدم فعالیت‌ها، ابتکار عمل و خلاقیت را از کارکنانشان سلب می‌کنند.
 
 * با عدم انعطاف‌پذیری و عدم استقبال از انتقادات با روی باز، شجاعت و جسارت در نظریات و بیان عقاید را از کارکنان سلب می‌کنند.
 
 * به دلیل عدم تشخیص فرصت‌ها و تهدیدها،‌ از انجام به موقع و حرکت‌های توام با ریسک معذور است.
 
 * نداشتن برنامه‌ریزی استراتژیک و چشم‌اندازهای لازم، سبب ناتوانی در برداشتن موانع از سر راه و در نتیجه بزرگ شدن مشکلات می‌شود.

منبع : لینکستان

 


کلمات کلیدی: مدیریت و اقتصاد
 
گران ترین شماره موبایل
ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢٠  

رئیس اداره ارتباطات شرکت ارتباطات سیار از احتمال قرار گرفتن منحصر بفردترین شماره تلفن همراه کشور (09123456789) در موزه ارتباطات سیار خبر داد.
سعید عسکری در گفت‌وگو با فارس، در خصوص آخرین وضعیت بی‌نظیرترین شماره تلفن همراه کشور، اظهارداشت: در صورت انجام مزایده، منحصر به فردترین شماره تلفن همراه قطعا بالای نیم ‌میلیارد تومان به فروش می‌رسد و بدین‌ترتیب از نظر قیمت فروش نیز، حتی در سطح بین‌المللی رکوردار و بی‌نظیر می‌شود.

(سایت بازتاب)


کلمات کلیدی: مدیریت و اقتصاد
 
فقر و احساس فقر
ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱٥  

استاد می گفت :‌ احساس فقر خیلی بدتر از خود فقره ... در ایلات و عشایر زندگی بسیار ساده و به معنای واقعی فقیرانه ای دارند اما همواره با خوشی و راحتی زندگی می کنند ، چرا که هرگز احساس فقر نمی کنند و نمی دانند دیگران چگونه زندگی می کنند که بخواهند خود را نسبت به آن ها فقیر بدانند و احساس فقر کنند .

و چه بسا آدم هایی که با وجود ثروت متوسط ، خود را با دیگران مقایسه می کنند و احساس فقر می کنند !

و احساس فقر ، به مراتب از خود فقر بدتر است !

 


کلمات کلیدی: مدیریت و اقتصاد
 
قانون هشتاد بیست - بیست هشتاد
ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱۱  

استاد می گفت : در مدیریت قانونی داریم با عنوان اینکه ۸۰ درصد فعالیت هایی که ما انجام می دهیم ۲۰ درصد کل فایده را برای ما دارند و ۲۰ درصد فعالیت ها ۸۰ درصد فایده . اما مساله اینجاست ما اصولا آن فعالیت های ۸۰ درصدی را انجام می دهیم !!

البته در مبحث بازاریابی هم این بحث مطرح است که ۸۰ درصد مشتریان ما ۲۰ درصد سود را عایدمان می کنند و ۲۰ درصد خاص ۸۰ درصد سود را .

 

 


کلمات کلیدی: مدیریت و اقتصاد
 
از موش ها یاد بگیریم !
ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/٢٥  

دکتر اسپنسر جانسون نویسنده کتاب " چه کسی پنیر من را برداشت " فرق بین آدم‌ها و مو‌ش‌ها را این‌طور توصیف می‌کند:

 

وقتی یک موش حس می‌کند تلاش‌هایش به نتیجه نمی‌رسد، روش خود را عوض می‌کند. اما وقتی آدم‌ها حس می‌کنند کاری که انجام می‌دهند به نتیجه نمی‌رسد، عصبانی و خسته شده و دوست ندارند روش خود را عوض کنند. حتی گاهی اگر کسی، راه کار تازه‌ای را به آن ها نشان دهد، حالت دفاعی به خود می‌گیرند و می‌گویند:

 

 

  • من همیشه این کار را همین‌طور انجام داده‌ام!

     

  • من این مدلی هستم!

     

 

 

در اصل این آدم‌ها از پذیرفتن راه کار تازه و انجام آن‌ می‌ترسند و حس می‌کنند ترسشان به این معنا است که سایر روش‌ها اشتباه است. همیشه آن چه به نظر ما طبیعی و صحیح به نظر می‌رسد در اصل محصول باورهایمان است و به ندرت نشان‌دهنده همه احتمالات و امکانات پیش رویمان یا ...

 

 اگر واقعا می‌خواهیم در زندگی مان نتایج متفاوتی به‌دست بیاوریم باید از حصاری که به منظور راحتی دور خود کشیده‌ایم پا را فراتر گذاشته و راهکارهای متفاوتی را امتحان کنیم 

 


کلمات کلیدی: مدیریت و اقتصاد
 
ارزش
ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/٢٥  

سخنران معروفی در یک جلسه سخنرانی یک اسکناس باارزش از جیبش درآورد و پرسید:

 

چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟

 

دست همه  حاضرین بالا رفت.

 

او گفت: بسیار خوب من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن می خواهم کاری بکنم و سپس در مقابل نگاه های متعجب اسکناس را مچاله کرد و پرسید:

 

چه کسی مایل است هنوز این اسکناس را داشته باشد؟

 

و باز دست همه حاضرین بالا رفت. بار دیگر اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگدمال کرد و با کفش خود آن را روی زمین کشید. بعد اسکناس را برداشت و سوال را دوباره تکرار کرد و باز هم دست همه حاضرین بالا رفت.

 

سخنران گفت: دوستان من، با این بلاهایی که من سر این اسکناس آوردم از ارزش آن چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید...

 

در زندگی واقعی هم همین طور است، ما در بسیاری موارد با تصمیماتی که می گیریم یا با مشکلاتی که روبرو می شویم، خاک آلود می شویم...

 

خم می شویم...

 

مچاله می شویم و احساس می کنیم پشیزی ارزش نداریم ولی این گونه نیست و صرف نظر از این که چه بلاهایی سرمان آمده باشد هرگز ارزش خود را از دست نمی دهیم و هنوز هم برای افرادی که دوست مان دارند آدم با ارزشی هستیم


کلمات کلیدی: مدیریت و اقتصاد
 
رهبری کاریزماتیک
ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/٢٥  

حکومت واقعی از آن کسی است که با عشق دل ها را تسخیر می کند نه به قهر تن ها را .

(به نقل از وبلاگ خانه مدیران جوان)

 


 
خلاقیت ... مهندسی احیا !
ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/۱۸  

من کارم را از جایی آغاز می کنم که دیگران رها کرده اند.  (توماس ادیسون)

به نقل از این وبلاگ

 


 
امروز تواناییم هر چند در گذشته نبودیم ...
ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/۱٧  

فیل‌بانان تنها با درک یک نکته و به شیوه‌ای بسیار ساده، فیل‌های عظیم‌الجثه را کنترل می‌کنند. وقتی فیل هنوز بچه فیل است، یک پایش را با طناب محکمی به تنة درختی می‌بندند. بچه فیل، هرچه تقلا می‌کند، نمی‌تواند خودش را آزاد کند. اندک اندک بچه فیل با این تصور عادت می‌کند که تنة درخت از او نیرومند‌تر است. هنگامی که بچه فیل بزرگ می‌شود و قدرت شگرفتی می‌یابد، تنها کافی است ریسمانی نازک به دور پای فیل گره زده شود و به یک نهال کوچک بسته شود. جالب اینکه فیل هیچ تلاشی برای آزاد کردن خودش نمی‌کند. همچون فیل‌ها، پاهای ما نیز اغلب اسیر باورهای شکننده‌اند، اما از آنجا که در گذشته به قدرت تنة درخت عادت کرده‌ایم، شهامت مبارزه را نداریم. بی‌آن که بدانیم که تنها یک عمل متهورانه ساده برای دست یافتن ما به موفقیت کافی است . . .


 
درسهای رویایی
ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/۱٤  

پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی
پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم
پدر: اما دختر مورد نظر من ، دختر بیل گیتس است
پسر: آهان اگر اینطور است ، قبول است
.
.
.
پدر به نزد بیل گیتس می رود و می گوید:
پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم
بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند.
پدر: اما این مرد جوان قائم مقام مدیرعامل بانک جهانی است
بیل گیتس: اوه، که اینطور! در این صورت قبول است
.
.
.
بالاخره پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود
پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم
مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم!
پدر: اما این مرد جوان داماد بیل گیتس است!
مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد
و معامله به این ترتیب انجام می شود
.
.
.
نتیجه اخلاقی: حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید
چیزهایی بدست آورید. اما باید روش مثبتی برگزینید.

 


کلمات کلیدی: طنز ،مدیریت و اقتصاد
 
احمق ها و بحث ثبات تصور !
ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/٢  

فقط احمق ها حرفشان را عوض نمی کنند !

در مباحث مدیریت ، بحث طراحی سیستم ، اصلی وجود دارد با عنوان عدم ثبات تصور ... یعنی اینکه پدیده ها در طی زمان تغییر می کنند ، و باید به این تغییرات اعتقاد داشت و هنگامی که سیستمی برای سازمان طراحی می کنیم گمان نکنیم که همیشه اوضاع به همین صورت باقی می ماند ، بلکه همواره امکان تغییرات را بدهیم و ثبات تصور از چیزی نداشته باشیم

به زبان دیگر مثلا در مورد آدم ها ، همان طوری که یک نفر ممکنه بعد از سال ها بد بودن! به انسان خوبی تبدیل شود ، عکس آن نیز صادق است ... و از طرفی خیلی وقت ها خوب و بد دیدن آدم ها یا وقایع در واقع به ذات آن ها مربوط نیست و به دیدگاه ما باز می گردد و با گذشت زمان و تکمیل اطلاعاتمون این دیدگاه قطعا باید تغییر کنه

پس شما سعی کنید از کسایی باشید که وقتی حقایقی رو در می یابید بتونید نظرتون و حرفی رو که زدید تغییر بدید ،‌ و به عبارتی تا آخر عمر نگید مرغتون یه پا داره !

 


کلمات کلیدی: مدیریت و اقتصاد