روزنامه نگار اينترنت

مطالب کوتاه و خواندنی برای آن ها که وقت زیادی ندارند

عمران صلاحی رفت پیش گل آقا ...
ساعت ٦:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱٢  

دیروز قرار بود در شورای عالی ویرایش افطاری با هم باشیم؛ در دفتر ما؛ ایشان بیایند و عده ای از اهل قلم ساعت چهار زنگ زد. گفتم عمران چطوری؟
گفت خوب نیستم ... برای اولین بار گفت خوب نیستم . خیلی خود دار بود و کمتر به مسایل ریز اشاره می کرد. احساس کردم مساله باید خیلی جدی باشد که می گوید خوب نیست (موسی اسوار دوست عمران صلاحی)

صلاحی در باره خود می گوید:"شعرهای من مثل آجیل چهارشنبه سوری است. میان آنها همه چیز پیدا می شود."

عمران صلاحی هم رفت پیش کیومرث صابری (گل آقا) و دیگر اصحاب ... و اینجا ما مانده ایم و طنز نویسانی که دیگر نیستند .

 

 


کلمات کلیدی: طنز