روزنامه نگار اينترنت

مطالب کوتاه و خواندنی برای آن ها که وقت زیادی ندارند

میراث تاریخ
ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢٠  

کلمات کلیدی: جملات قصار
 
انسان
ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢۳  
چه بسیار انسان ها دیدم تنشان لباس نبود؛

و چه بسیار لباس ها دیدم که انسانی درونش نبود !

کلمات کلیدی: جملات قصار
 
اشتباه و انتخاب
ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٥  

هیچگاه نمی توانید یک اشتباه را دو بار مرتکب شوید؛

چون بار دوم دیگر اشتباه نیست،

انتخاب است!


کلمات کلیدی: جملات قصار
 
خاطره ای از دکتر حسابی
ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢  

یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت : شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید . من که نمی خواهم موشک هوا کنم .می خواهم در روستایمان معلم شوم.

دکتر جواب داد : تو اگر نخواهی موشک هواکنی و فقط بخواهی معلم شوی قبول ، ولی تو نمی توانی به من قول بدهی که یکی از شاگردان تو در روستا ، نخواهد موشک هوا کند.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه
 
چقدر طول می کشد پسوردم را بفهمند ؟
ساعت ٦:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٤  

هنگامی که در سایت های مختلف قصد ایجاد یک حساب کاربری (اکانت) را دارید، معمولا هنگام انتخاب پسورد به شما گفته می شود که پسورد انتخابی چقدر ایمن است.

این سایت نیز در همین راستا به شما می گوید چقدر زمان لازم است که پسوردی که وارد می کنید دیگران بتوانند به آن دسترسی داشته باشند. همچنین اگر پسورد خیلی متداول باشد (مثل 123456) سایت به شما می گوید که این جز 500 پسورد متداولی است که همه استفاده می کنند !

http://howsecureismypassword.net


کلمات کلیدی: معرفی سایت و ترفند
 
دلیل قانع کننده !
ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٢  

مرد میانسالی وارد فروشگاه اتومبیل شد. BMW آخرین مدلی را دیده و پسندیده بود؛ پس وجه را پرداخت و سوار بر اتومبیل تندروی خود شد و از فروشگاه بیرون آمد.
قدری راند و از شتاب اتومبیل لذّت برد. وارد بزرگراه شد و قدری بر سرعت اتومبیل افزود. کروکی اتومبیل را پایین داد تا باد به صورتش بخورد و لذّت بیشتری ببرد. چند شاخ مو بر بالای سرش در تب و تاب بود و با حرکت باد به این سوی و آن سوی می‌رفت. پای را بر پدال گاز فشرد و اتومبیل گویی پرنده‌ای بود رها شده از قفس. سرعت به ١۶٠ کیلومتر در ساعت رسید.
مرد به اوج هیجان رسیده بود. نگاهی به آینه انداخت. دید اتومبیل پلیس به سرعت در پی او می‌آید و چراغ گردانش را روشن کرده و صدای آژیرش را نیز به اوج فلک رسانده است.
مرد اندکی مردّد ماند که از سرعت بکاهد یا فرار را بر قرار ترجیح دهد. لَختی اندیشید. سپس برای آن که قدرت و سرعت اتومبیلش را بیازماید یا به رخ پلیس بکشد بر سرعتش افزود. به ١٨٠ رسید و سپس ٢٠٠ را پشت سر گذاشت، از ٢٢٠ گذشت و به ٢۴٠ رسید. اتومبیل پلیس از نظر پنهان شد و او دانست که پلیس را مغلوب کرده است.
ناگهان به خود آمد و گفت، "مرا چه می‌شود که در این سنّ و سال با این سرعت می‎رانم؟ باشد که بایستم تا او بیاید و بدانم چه می‌خواهد." از سرعتش کاست و سپس در کنار جادّه منتظر ایستاد تا پلیس برسد.
اتومبیل پلیس آمد و پشت سرش توقّف کرد. افسر پلیس به سوی او آمد، نگاهی به ساعتش انداخت و گفت، "ده دقیقه دیگر وقت خدمتم تمام است. امروز جمعه است و قصد دارم برای تعطیلات چند روزی به مرخّصی بروم. سرعتت آنقدر بود که تا به حال نه دیده بودم و نه شنیده بودم. خصوصا اینکه به هشدار من توجهی نکردی و وقتی منو پشت سرت دیدی سرعتت رو بیشتر و بیشتر کرده و از دست پلیس فرار کردی. تنها اگر دلیلی قانع‌کننده داشته باشی که چرا به این سرعت می‌راندی، می‌گذارم بروی."
مرد میانسال نگاهی به افسر کرد و گفت، "می‌دونی، جناب سروان؛ سال‌ها قبل زن من با یک افسر پلیس فرار کرد. وقتی شما رو آژیر کشان پشت سرم دیدم، تصوّر کردم داری اونو برمی‌گردونی"!
افسر خندید و گفت: "روز خوبی داشته باشید، آقا" و برگشته سوار اتومبیلش شد و رفت.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ،طنز
 
راننده تاکسی
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٥  

مسافر تاکسی آهسته روی شونه‌ی راننده زد که ازش یه سوال بپرسه. راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد و نزدیک بود چپ کنه. به زحمت متوقف شد.

لختی به سکوت گذشت تا این که راننده گفت: « من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!» مسافر عذرخواهی کرد و گفت: « نمی‌دونستم یه ضربه‌ی کوچیک اینقدر تو رو می‌ترسونه»

راننده گفت: « تقصیر تو نیست، امروز اولین روزیه که به عنوان راننده‌ی تاکسی کار می‌کنم، آخه من 25 سال راننده‌ی ماشین جنازه کش بودم !»


کلمات کلیدی: طنز ،داستان کوتاه
 
درک درست صورت مساله !
ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢۱  

مایکل، راننده اتوبوس شهری، مثل همیشه اول صبح اتوبوسش را روشن کرد و در مسیر همیشگی شروع به کار کرد. در چند ایستگاه اول همه چیز مثل معمول بود و تعدادی مسافر پیاده می شدند و چند نفر هم سوار می شدند. در ایستگاه بعدی، یک مرد با هیکل بزرگ، قیافه ای خشن و رفتاری عجیب سوار شد..
او در حالی که به مایکل زل زده بود گفت: «تام هیکل پولی نمی ده!» و رفت و نشست.
مایکل که تقریباً ریز جثه بود و اساساً آدم ملایمی بود چیزی نگفت اما راضی هم نبود. روز بعد هم دوباره همین اتفاق افتاد و مرد هیکلی سوار شد و با گفتن همان جمله، رفت و روی صندلی نشست و روز بعد و روز بعد...
این اتفاق که به کابوسی برای مایکل تبدیل شده بود خیلی او را آزار می داد. بعد از مدتی مایکل دیگر نمی تواست این موضوع را تحمل کند و باید با او برخورد می کرد. اما چطوری از پس آن هیکل بر می آمد؟ بنابراین در چند کلاس بدنسازی، کاراته و جودو و .... ثبت نام کرد. در پایان تابستان، مایکل به اندازه کافی آماده شده بود و اعتماد به نفس لازم را هم پیدا کرده بود.
بنابراین روز بعدی که مرد هیکلی سوار اتوبوس شد و گفت: «تام هیکل پولی نمی ده!» مایکل ایستاد، به او زل زد و فریاد زد: «برای چی؟»
مرد هیکلی با چهره ای متعجب و ترسان گفت: «تام هیکل کارت استفاده رایگان داره.»

“پیش از اتخاذ هر اقدام و تلاشی برای حل مسائل، ابتدا مطمئن شوید که آیا اصلاً مسئله ای وجود دارد یا خیر."


کلمات کلیدی: مدیریت و اقتصاد ،طنز
 
مشتری خود را بشناسید
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢۱  

یکی از نمایندگان فروش شرکت کوکاکولا، مایوس و نا امید از خاورمیانه بازگشت.
دوستی از وی پرسید: «چرا در کشورهای عربی موفق نشدی؟»
وی جواب داد: «هنگامی که من به آنجا رسیدم مطمئن بودم که می توانم موفق شوم و فروش خوبی داشته باشم. اما مشکلی که داشتم این بود که من عربی نمی دانستم. لذا تصمیم گرفتم که پیام خود را از طریق پوستر به آنها انتقال دهم. بنابراین سه پوستر زیر را طراحی کردم:
پوستر اول مردی را نشان می داد که خسته و کوفته در بیابان بیهوش افتاده بود.
پوستر دوم مردی که در حال نوشیدن کوکا کولا بود را نشان می داد.
پوستر سوم مردی بسیار سرحال و شاداب را نشان می داد.
پوستر ها را در همه جا چسباندم.»
دوستش از وی پرسید: «آیا این روش به کار آمد؟»
وی جواب داد: «متاسفانه من نمی دانستم عربها از راست به چپ می خوانند و لذا آنها ابتدا تصویر سوم، سپس دوم و بعد اول را دیدند.»

    قبل از هر کار جدیدی باید مطالعات اولیه به صورت کامل با در نظر گرفتن همه جوانب انجام شود.


کلمات کلیدی: مدیریت و اقتصاد
 
استراتژی همکاری با رقبا
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢۱  

یکی از کشاورزان منطقه ای، همیشه در مسابقه‌ها، جایزه بهترین غله را به ‌دست می‌آورد و به ‌عنوان کشاورز نمونه شناخته شده بود. رقبا و همکارانش، علاقه‌مند شدند راز موفقیتش را بدانند. به همین دلیل، او را زیر نظر گرفتند و مراقب کارهایش بودند. پس از مدتی جستجو، سرانجام با نکته‌ عجیب و جالبی روبرو شدند. این کشاورز پس از هر نوبت کِشت، بهترین بذرهایش را به همسایگانش می‌داد و آنان را از این نظر تأمین می‌کرد. بنابراین، همسایگان او می‌بایست برنده‌ مسابقه‌ها می‌شدند نه خود او!

کنجکاویشان بیش‌تر شد و کوشش علاقه‌مندان به کشف این موضوع که با تعجب و تحیر نیز آمیخته شده بود، به جایی نرسید. سرانجام، تصمیم گرفتند ماجرا را از خود او بپرسند و پرده از این راز عجیب بردارند.

کشاورز هوشیار و دانا، در پاسخ به پرسش همکارانش گفت: «چون جریان باد، ذرات بارورکننده غلات را از یک مزرعه به مزرعه‌ دیگر می‌برد، من بهترین بذرهایم را به همسایگان می‌دادم تا باد، ذرات بارورکننده نامرغوب را از مزرعه‌های آنان به زمین من نیاورد و کیفیت محصول‌های مرا خراب نکند!»

همین تشخیص درست و صحیح کشاورز، توفیق کامیابی در مسابقه‌های بهترین غله را برایش به ارمغان می‌آورد.
 
“گاهی اوقات لازم است با کمک به رقبا و ارتقاء کیفیت و سطح آنها، کاری کنیم که از تأثیرات منفی آنها در امان باشیم”


کلمات کلیدی: مدیریت و اقتصاد
 
راز طول عمر
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱  

گروهی از پزشکان انجمن قلب امریکا اعلام کردند در صورت رعایت هفت راز سلامتی ، افراد می توانند تا 40 سال بیشتر به زندگی ادامه دهند.

پژوهشگران هفت عامل مهم را به شرح زیر اعلام کردند:

نکشیدن سیگار
کم کردن شاخص جرم بدن ( بی ام آی) به زیر 25 .
150 دقیقه ورزش ملایم در هفته.
کاهش کلسترول بدن به کمتر از 200 واحد.
کاهش فشارخون .
نگاه د اشتن قندخون زیر 100 .
رعایت کردن چهار تا پنج مورد از رژیم های غذایی مانند مصرف روزانه چهار تا پنج نوبت میوه و سبزیجات تازه،
مصرف سه تا چهار بار گوشت ماهی؛ هربارصد گرم در هفته،
ننوشیدن بیش از 1020 گرم نوشابه های قندی در هفته،
خوردن سه تا چهار بار غلات دارای فیبر غنی هرباربه میزان 100 گرم در روز و
مصرف روزانه کمتر از 1500 میلی گرم نمک طعام .

منبع


کلمات کلیدی: پزشکی
 
تصویر سازی از عکس شخصی
ساعت ٧:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٢  

به وسیله این سایت می توانید عکس خود را جایگزین عکس ها در قالب های پیش فرض کنید. این سایت نیز کار مشابهی را انجام می دهد.


کلمات کلیدی: معرفی سایت و ترفند
 
حکایت افتادن مردی در چاه
ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۳  

روزی مردی داخل چاهی افتاد و بسیار دردش آمد …

یک روحانی او را دید و گفت : حتما گناهی انجام داده‌ای.
یک دانشمند عمق چاه و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت.
یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد.
یک یوگیست به او گفت : این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند.
یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت.
یک پرستار کنار چاه ایستاد و با او گریه کرد.
یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاه کرده بودند پیدا کند.
یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد که : خواستن توانستن است.
یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات بشکنه.
سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاه بیرون آورد…!!


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ،طنز
 
بی نیازی
ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٢  

یکی از راه‌های بی‌نیازی فقر است. درویش هیچ چیز ندارد و تنها نیازش به خداست.

(مصاحبه با اسفندیار قره باغی)


کلمات کلیدی: جملات قصار
 
تست سرعت تایپ
ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۳٠  

با استفاده از این سایت به خوبی می توانید سرعت تایپ فارسی خود را سنجش کنید و در قیاس با دیگران بسنجید.

 


کلمات کلیدی: معرفی سایت و ترفند
 
نامه های خوانده نشده
ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱۳  

مردی همسر و سه فرزندش را ترک گفته و در پی روزی خود و خانواده اش، راهی سرزمینی دور شد... فرزندانش او را از صمیم قلب دوست داشتند و دوری او برایشان بسیار دشوار بود... مدتی بعد، پدر نامه ای به همسر و فرزندانش فرستاد. نامه که به خانه رسید، بچه ها یکی یکی آنرا در دست گرفته و بوسیدند و گفتند: این نامه از طرف عزیز ترین کسمان است. سپس بدون اینکه پاکت را باز کنند و نامه را بخوانند، آنرا در کیسه مخملی زیبایی قرار دادند.

هر چند وقت یکبار هم نامه را ازکیسه درآورده و به آن چشم می دوختند. سالها گذشت...پدر برای دیدن همسر و فرزندانش به خانه برگشت ولی به جز یکی از پسرانش کسی را در خانه نیافت.
از او پرسید: مادرت کجاست؟
پسر: مدتی پس از رفتنت سخت بیمار شد و چون پولی برای درمانش نداشتیم حالش وخیم تر شد و مرد.
پدر: چرا؟! مگر نامه اولم را باز نکردید؟ برایتان در پاکت نامه پول زیادی گذاشته بودم!!
پسر: نه... نامه را باز نکردیم.
پدر: برادرت کجاست؟
پسر: بعد از فوت مادر کسی نبود که زیر پر و بالش را بگیرد و نصیحتش کند.او هم قاطی دوستان ناباب و گمراهی شده و روز و شب را با آنان می گذراند...پ
در: مگر نامه دومم که در آن از او خواستم پیش من بیاید و با دوستان ناباب نگردد را نخواندید؟!
پسر: نه...
پدر:این دیگر چه وضعیتی است ! خواهرت کجاست؟
پسر: باهمان پسری که از مدتها خواستگارش بود ازدواج کرد.الان هم اصلا احساس خوشبختی نمی کند و زندگی سختی دارد.
پدر با عصبانیت تمام گفت: یعنی او هم نامه من را نخواند؟! من که در نامه هایم نوشته بودم این پسر آدم آبرو دار و خوشنامی نیست و من با ازدواج او با دخترم مخالفم!
پسر: نه... نامه ها را بوسیده و در یک قوطی مخملی، تمیز و مرتب نگهداری کرده ایم... اما تاحالا هیچ کدام را نخوانده ایم.

*‌ *‌ *

به حال این خانواده فکر کردم و اینکه چگونه از هم پاشید و خوشبختیش را از دست داد، آنهم فقط به خاطر اینکه بچه ها نامه های پدرشان را نخواندند و به بوسیدن و تقدیسش اکتفا کرده و به آنچه پدرشان درآن نوشته عمل نکردند.سپس چشمم به قرآن روی طاقچه افتاد که در قوطی مخملی زیبایی قرار داشت.وای بر من...رفتار من با نامه های خدا دقیقا مثل رفتار آن بچه ها با نامه های پدرشان است!


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ،نیایش
 
توصیه‌هایی برای سحری و افطار
ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۳۱  

توصیه می‌شود در برنامه سحری روزه‌داران از یک برنامه غذایی کامل و مناسب که حاوی پروتئین کافی، کربوهیدرات و چربی متناسب باشد استفاده کند؛ یعنی برنامه غذایی سحر بهتر است شبیه یک وعده غذایی ناهار باشد.

بهتر است در وعده غذایی سحر از خوردن غذاها چرب و خشک مانند کوکوسبزی و کوکو سیب‌زمینی، کتلت، گوشت‌های سرخ شده، ماهی سرخ شده، فست فودها، کالباس، سوسیس، غذاهای ادویه‌دار و انواع سس‌ها پرهیز شود که این غذاها باعث عطش زیاد، احساس ترش کردن و سوزش معده در طول روز می‌شوند.

بهترین برنامه غذایی در وعده سحر غذاهای آب پز و بخارپز، برنج و خورشت‌های کم چرب است که روزه داران لازم است در سحر مایعات مثل آب، چای و آب میوه مصرف کنند.

خوردن زولبیا، بامیه و سایر شیرینی‌ها فایده‌ای جز چاقی، اضافه وزن و ابتلا به افزایش بی‌رویه قند و چربی‌های خون ندارد و توصیه می‌شود از مصرف بی رویه این شیرینی‌ها در برنامه افطاری و پس از افطار پرهیز شود.

منبع


کلمات کلیدی: پزشکی
 
مترجم فارسی گوگل هم آمد
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۳٠  

گوگل، بزرگ‌ترین جست‌وجوگر جهان، مترجم فارسی آنلاین و رایگان خود را راه‌اندازی کرد. این سی و پنجمین زبانی است که به مجموعه زبان‌های سرویس Google Translate گوگل افزوده می‌شود. این سرویس به‌طور خودکار ترجمه به یک زبان یا برگرداندن متن از آن زبان به زبان‌های دیگر را فراهم می‌کند.

برای استفاده از این سرویس می‌توانید به آدرس http://Translate.google.com بروید. در این صفحه نه تنها می‌توانید هر متنی را وارد باکس مربوطه کرده و به زبان‌های مختلف ترجمه کنید، بلکه قادر خواهید بود تنها آدرس اینترنتی یک وب سایت را به هر زبانی وارد کرده و ترجمه آن را به هر زبان دیگر دریافت کنید.


کلمات کلیدی: معرفی سایت و ترفند
 
درخت ها و سایه ها
ساعت ٤:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱۱  
معلم کلاس اول دبستان من یک روز گفت که درخت ها برای انسان ها فواید زیادی دارند.درختانی که میوه می دهند از میوه ی آنها استفاده می کنیم و درختانی که میوه نمی دهند از سایه شان. پرسیدم آقا اجازه ! پس وقتی که ابر هست یا هوا تاریک می شود و شب می آید دیگر درخت های بدون سایه و میوه به چه درد می خورند؟ کلاس خندید.معلمم که خدای آنروزهای من بود گوشم را گرفت و گفت کره خر ! برو بیرون تا هم ادب یاد بگیری و هم بفهمی درخت های بدون سایه به چه درد می خورند؟ حالا هر وقت که آفتاب زیر ابر می رود ویا شب نزدیک می شود و سایه های درخت ها می روند احساس عجیبی پیدا می کنم .


کلمات کلیدی: داستان کوتاه
 
خشم
ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱٧  

خشم احساسی است که باعث می شود زبان سریعتر از ذهن کار کند.

اوان اسار


کلمات کلیدی: جملات قصار